montazeran

منتظران مهدی

تـــنــهــــــــــــــا یـیــــِِِِِِ



یعنی ذهـنــــم پـــــــــر از تــــــــــــــــــو



و خـــالـــــــــی از دیــگــران هســتــــــــ....



امــــــــا


کـنـــارم خــالــــــی از تــــــــــــو


و پــــــــر از دیــگــــــــران !!!!

[ چهارشنبه نهم بهمن 1392 ] [ 1:36 ] [ TAVAHOM ] [ ]


یادت باشد

 یادت باشد دلت که شکست،سرت را بالا بگیری…


تلافی نکن،فریاد نزن،شرمگین نباش

دل شکسته،گوشه هایش تیز است

مبادا دل و دست آدمی که روزی

دلدارت بود،زخمی کنی به کین

مبادا که فراموش کنی،روزی شادیش آرزویت بود

صبور باش و ساکت….
[ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 ] [ 1:46 ] [ TAVAHOM ] [ ]


خسته شده ام؟؟؟

دیگه از دوست داشتن آدمها خسته شده ام!!


همیشه تو دوست داشتن زیاد روی کردم به بن بست خوردم


دیگه نمیخواهم کسی رو دوست داشته باشم


به جز..


خدایا تو منو بپذیر که با کم و زیاد دوست داشتنت


دوستم داشتی و داری

[ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 ] [ 1:35 ] [ TAVAHOM ] [ ]


یاد رفیق رفقا
ســــــــلام
اینبار جو گیر شدم و میخوام یه چن تا خطم خودم  بنویسم

نمیدونم که چطوری شد  و یاد روزای اولی که می اومدیم به نتو

کردم. یادش بخیر روزای خیلی خوبی بود وبخاطر همین خوبی ها
 
بودکه دلم براش تنگ شده
روزای خیلی خوبی بود  یادش بخیر شبو روز پایه این سیستم بودیم
 
همش میگفتیمو میخندیدم  شاد بودیم یادش بخیر

ماه رمضون پارسان همش پایه سیستم بودیم تاسحری بیدار بودیم  از


سحری تا افطار هه

یاد دوستامون بخیر

آریا،ارمین،علی شیراز،عطرین،فاطی شیطون،پینکی،جکی جان،ترلان،

عسل خانوم،سعید70،الهه،ایدا،هنگامه ،شهریار،آرمان،سهیل،فلورااا،کیانا،هیوا،ازی،


حمیدووو،امیرهیچکس،امیرسام،احسان،قندونمک،مسافر عزیز،سؤداجون،

ابجی ائلتاش،مهناز ،زهرا،پوریا،بهزاد،lمحسن،گمنام ،شاسوسا،نازی،رها،پرسیا،

الی 6911،لیلا،یاشار،امتیس،اون یکی لیلا،مارسلو،دختر ایرونی،مینو،ستایش،

نادیا،پوجا،افسونگریادش بخیر عععععع چرا دخترا از پسرا زیاد شدن؟؟؟؟

واسه همه اینا دلم تنگ شده کاش همون روزا بود و یکمی دلمون شاد

میشد لااقل واسع یه چند دقیقه هه0...

بدیش اینه که هیشکدومشون یاد ما نمیکنن خوبیشم اینه که هیچ کدومشون

دوس دخترمون نشدن هههه

راستی دلم واسه سه کله پوک هم خیلی تنگ شده


هرچی بگیم دیگه دیگه اونروزا برنمیگرده ولی الانم دوستان خوبی

داریم خدارو شکر


[ شنبه بیست و دوم تیر 1392 ] [ 0:36 ] [ TAVAHOM ] [ ]


‫خدا جون میشه تو امشب منو تو بغل بگیری؟ بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری؟ خدا جون میگن تو خوبی مثل مادرا میمونی اگه راست میگن ببینم عشق من کجاست؟میدونی؟ خدا جون میشه یه کاری بکنی به خاطر من؟ من میخوام که زود بمیرم آخه سخته زنده موندن من که تقصیری نداشتم پس چرا گذاشته رفته؟ خدا جون تو تنها هستی میدونی تنهایی سخته زنده موندن یا مردن من واسه اون فرقی نداره اون میخواد که من نباشم باشه اشکالی نداره خدا جون میخوام بمیرم تا بشم راحته راحت اما عمر اون زیاد شه... حتی واسه ی یه ساعت
[ چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 ] [ 15:14 ] [ TAVAHOM ] [ ]


شعر کوتاه

روزی هزار بار دلت را شکسته ام

      بیخود به انتظاروصالت نشسته ام            

                    

               هر بار این تویی که رسیدی و در زدی    

هر باز این منم که در خانه بسته ام        

                                   

        هر جمعه قول میدم آدم شم ولی   

                هم عهد خویش هم دلت را شکسته ام                 

[ دوشنبه هفتم اسفند 1391 ] [ 0:23 ] [ TAVAHOM ] [ ]



رفتم نشستم کنارش گفتم : برای چی نمیری گـُلات رو بفروشی ؟


گفت : بفروشم که چی ؟ تا دیروز می فروختم که با پولش آبجی مو ببرم دکتر دیشب


حالش بد شد و مُرد.....


با گریه گفت : تو می خواستی گـُل بخری ؟


گفتم : بخرم که چی ؟ تا دیروز می خریدم برای عشقم امروز فهمیدم باید فراموشش


کنم...!


اشکاشو که پاک کرد ، یه گـل بهم داد گفت :بگیر باید از نو شروع کرد.....


  تو بدون عشقت ، من بدون خواهرم

[ پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391 ] [ 16:14 ] [ TAVAHOM ] [ ]


آواره

دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟ 
دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار؟ 

تا ابد دور تو می‌گردم‌، بسوزان عشق کن‌ 
ای که شاعر سوختی‌، پروانه می‌خواهی چه کار؟ 

مردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبود 
راستی تو این همه دیوانه می‌خواهی چه کار؟ 

مثل من آواره شو از چاردیواری درآ! 
در دل من قصر داری‌، خانه می‌خواهی چه کار؟ 

خرد کن آیینه را در شعر من خود را ببین 
شرح این زیبایی از بیگانه می‌خواهی چه کار؟ 

شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن‌ 

گریه کن پس شانه‌ی مردانه می‌خواهی چه کار؟

[ پنجشنبه پنجم بهمن 1391 ] [ 3:18 ] [ TAVAHOM ] [ ]


دلتنگی

احساس دارم


احساسی از جنس طلا


نایاب و همه یاب


با خبر است جان من


بی خبر است یار من


به که گویم تا یار داند حال من .


(این رو تقدیم میکنم به همه ی اونایی که مثل من نتونستن به طعم زیبای


عشق برسند)

[ پنجشنبه پنجم بهمن 1391 ] [ 2:59 ] [ TAVAHOM ] [ ]


دردو دل

روزایی که اینجوری میشم ، امیدوارم میشم که حداقل یه درصد از غم علی (ع) رو فهمیدم

هروقت سیلی خوردی ، بگو:یازهرا

 هروقت دستت روبستند، بگو:یاعلی

 هروقت بی یاورشدی، بگو:یاحسن

هروقت آب خوردی، بگو:یاحسین

 هروقت شرمنده شدی بگو:یااباالفضل
 اما اگرتشنه شدی،آب نخوردی،بی یاورشدی، دستت رو بستند،سیلی خوردی،شرمنده شدی بگو:

"امان ازدل زینب"

ادامه مطلب
[ جمعه بیست و نهم دی 1391 ] [ 0:11 ] [ TAVAHOM ] [ ]


تو بنويس...
این پستــــــ را ســــــکوتـــــــــ می کنم تو بنویس !

تــــــــو بنویس ... 

از دلتنگی هایتــــــ، از دردهایتــــــ ، از حــــرف هایتـــــــ ...

 
از هرچه دلتـــــ می گوید ! بنویس برایـــــــــم...


دوستــــ گلم تو بنويس 

[ دوشنبه چهارم دی 1391 ] [ 13:7 ] [ TAVAHOM ] [ ]


جملات احساسی زیبا

حرف دلت را امروز بگو؛

اگه امروز گفتی،میشه حرف دل

اگه نگفتی فردا میشه،درد دل


ادامه مطلب
[ یکشنبه چهاردهم آبان 1391 ] [ 14:42 ] [ TAVAHOM ] [ ]


طاقتم تاب شد و از تو نیامد خبری جگرم آب شد و از تو نیامد خبری عاشقانی که مدام ازف

سلام بر بركت دستانت كه می تواند نان رزق هزار سفره خالی را مهیا كند!

سلام بر راستی قدم هایت كه می تواند صراط مستقیمی را نشان دهد كه هیچ پایی بر آن نلرزد و خطا نرود!

سلام بر فراخی سینه ات كه می تواند همه جهان را تنگ در آغوش رحمت خویش بكشد و باز هم برای بخشش پشیمانان، جا داشته باشد.

سلام بر شیوایی كلامت كه می تواند خشن ترین دلهای سنگی را نرم و از آنها زمزم نور، جاری كند.

سلام بر عبادتت كه می تواند جماعت بی‌كران اقتدا‌كنندگان را تا معراج خدا ببرد و از عشق، سرشارشان سازد!

سلام بر تو اضعت كه می تواند هر غریب دور افتاده ای را همنشین تو كند و هر خانه به دوش آواره”پای را به همسایگی تو بكشاند.

سلام بر شجاعتت كه می تواند چون شمشیری، قلب پر كینه دشمنان اسلام را بشكافد و یك تنه، سپر همه جانبه دین خدا شود!

سلام بر عدالتت كه می تواند دست عرب و عجم، فقیر و غنی، برده و ارباب را در دست هم بگذارد و همه را جز به چشم تقوا ننگرد!

سلام بر ایثارت كه می تواند طعام خویش به فقیر رهگذر بدهد و لباس خود بر تن سائل پشت در بپوشاند.

سلام بر علمت كه می تواند شهری باشد به بی كرانگی ابدیت، با دروازه ای كه هیچ پرسشی را بی جواب نمی گذارد.

سلام بر صبرت كه می تواند خاكستر جفا از موهایت بتكاند و رد تازیانه ها را دنبال نكند.

سلام بر امانتداری‌ات كه می تواند تو را محرم همه رازهای مبهم و دردهای مجهول كند.

سلام بر وفاداری‌ات كه می تواند رشتة هر عهد و پیمانی را محكم كند و باعث بقای هر قول و قراری باشد.

سلام بر لحظه لحظه عمری كه جز با نزول رحمت و فرود هدایت بر خلایق نگذشت! و سلام و صلوات بر رسولی كه ولادتش نقطه عطفی در تاریخ انسانیت است!

[ پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391 ] [ 22:29 ] [ TAVAHOM ] [ ]


داستان آینده یه دختر بچه خیابونی ....
تو شهر بازی یهو یه دختر کوچولو خوشگل اومد گفت : آقا…آقا..تو رو خدا یه لواشک ازم بخر!!

نگاش کردم …چشماشو دوس داشتم…دوباره گفت آقا...اگه ۴ تا بخری تخفیف هم بهت میدم…

بهش گفتم اسمت چیه…؟ فاطمه…بخر دیگه…! کلاس چندمی فاطمه…؟ میرم چهارم…اگه نمی خری

برم.. می خرم ازت صبر کن دوستامم بیان همشو ازت میخریم مامان و بابات کجان فاطمه؟؟ بابام

مرده…مامانمم مریضه…من و داداشم لواشک می فروشیم دوستام همه رسیدند همه ازش لواشک

خریدند خیلی خوشحال شده بود…می خندید…از یه طرف دلم سوخت که ما کجاییم و این کجا…از یه طرف

هم خوشحال بودم که امشب با دوستام تونستیم دلشو شاد کنیم

فاطمه میذاری ازت یه عکس بگیرم؟ باشه فقط ۳ تا باشه اگه ۵۰۰ تومن بدی مقنعمو هم بر میدارم !

فاطمههههههههههههههههه…دیگه این حرف و نزن! خیلی ناراحت شدم ازت سریع کوله پشتیشو برداشت

و رفت…وقتی داشت می رفت.نگاش می کردم …نه به الانش…نه به ظاهرش …به آینده ایی که در

انتظار این دختره نگاه میکردم…و ما باید فقط نگاه کنیم..فقط نگاه...فقط نگاه...

[ سه شنبه هفتم شهریور 1391 ] [ 2:41 ] [ TAVAHOM ] [ ]


سخته عاشق باشی ولی،هیشکی ندونه

                                  اشکاتو زودی پاک کنی،دیگه نشونه

سخته دوسش داشته باشی ولی ندونه

                                  سخته نگاهش بکنی اما نخونه

                        وای که چه سخته

قشنگیه عشق که میگن شاید همین جاست

                                  تو اونو دوست داشته باشی شاید خدا خواست

سخته به قربونه چشاش بری تو رویا

                                قدم قدم گریه کنی کنار دربا/قدم قدم گریه کنی کنار دریا

سخته همش توفکرباشی،شاید نخوادت

                               خاطرهات ورق ورق میاد به یادت

قدم قدم گریه کنی کنار دریا

                               سخته همش تو فکر باشی شاید نخوادت

                      خاطر هات ورق ورق میاد به یادت

                      خاطرهات ورق ورق میاد به یادت

[ جمعه بیست و سوم تیر 1391 ] [ 17:13 ] [ TAVAHOM ] [ ]


روزگار ما...

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه

گوشت بدن خودشو میکند و میداد به جوجه هاش میخوردند

  زمستان تمام شد و کلاغ مرد!

اما بچه هاش نجات پیدا کردند و گفتند:

آخی خوب شد مرد, راحت شدیم از این غذای تکراری!

این است واقعیت تلخ روزگار ما..!

 

 ++پ.ن: مــردی و نامــردی جنسیت سرش نمیشه

                                     مــعرفت که نداشته باشی نامــردی................
[ جمعه شانزدهم تیر 1391 ] [ 22:17 ] [ TAVAHOM ] [ ]


عکس های عاشقانه رمانتیک و احساسی
[ دوشنبه بیست و دوم خرداد 1391 ] [ 16:55 ] [ TAVAHOM ] [ ]


[ دوشنبه پانزدهم خرداد 1391 ] [ 19:33 ] [ TAVAHOM ] [ ]


برو بچ

[ دوشنبه پانزدهم خرداد 1391 ] [ 19:29 ] [ TAVAHOM ] [ ]


عکس های خودمون که خیلی بچه خوبی هستیم

[ دوشنبه پانزدهم خرداد 1391 ] [ 19:24 ] [ TAVAHOM ] [ ]